تبليغاتX
کولی -
شبگردی های یک کولی
بامداد بیستم آوریل، کودکم، پسرم، به دنیا نیامد، در وطن بودم، در هیچ یک از بیمارستان های شهرم بستری نشدم،  پدرش بالای سر کودک به دنیا نیا مده اش نبود،  هیچ موجودی در وجودم تکان نخورد، نه ماه گذشت و کودک من بی هیچ تاخیری، حتی در حد یک لحظه، به دنیا نیامد.. 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 21:48  توسط ری را  |