تبليغاتX
کولی
شبگردی های یک کولی
این هم با تو در خون غلطیدن...

تو،

ناب..

من،

بکر..

خون، خمیره ی وجود وحشی تو،

عصاره ی هستی بکر من...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 23:23  توسط ری را  | 

 

 پاریس بدون تو رنگ دیگری ست، و چه خوش رنگی...

حالا برو، برو با همان دل دار افسانه ای َت.. تا تو بازآیی، من هم دوباره عاشق خواهم شد...

هه هه...

پی نوشت: جمله ی آخر از "سید علی"

پی نوشت: "هه هه" بر وزن نامجو در "گیس"

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 21:43  توسط ری را  |