تبليغاتX
کولی
شبگردی های یک کولی
آقای میم، به جای کُلت، برایم گلدان آوردی..چقدر هم زیبا...من که دانستم، دلت به خانه ی من نیامد..  لا به لای یورو هایت فروخته شده بود...
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 1:28  توسط ری را  | 

آقای میم، امشب که می یای کُلتت رو هم با خودت بیار، می خوام سر خودم باهات دوئل کنم.
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 4:3  توسط ری را  |